الموت-روستای سر سبز زرآباد

قزوین-الموت-زرآباد

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 مرداد1390ساعت 20:56  توسط عبادالله آزاد 

ساخت و سازهاي غير قانوني در حريم قلعه تاريخي الموت

 قلعه حسن صباح به داشتن راههاي صعب‌العبور مشهور است و اين روزها خبر از هموار شده راه ثبت جهاني اين اثر ارزشمند تاريخي به گوش مي‌رسد.به گزارش خبرنگار باشگاه خبرنگاران جوان قزوين، قلعه حسن صباح در هشتاد کيلومتري شهر قزوين واقع شده و به علت آن که پايگاه اصلي حسن صباح مروج مذهب اسماعيليه در دوره سلجوقي بوده شهرت جهاني کسب کرده است. معاون گردشگيري اداره کل ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان قزوين مي‌گويد: نماينده سازمان فرهنگي و اجتماعي ملل متحد ( يونسکو) در بازديدهايي که از اين قلعه داشته، نسبت به ثبت جهاني آن اعلام آمادگي کرده است.محمدي مي‌افزايد: البته آقاي نماينده براي ثبت جهاني اين اثر تاريخي شرايطي را تعيين کرده است، بافت باستاني و طبيعي مناطق حاشيه‌اي قلعه نبايد دستخوش تغيير شود.قلعه الموت به وسعت سه و نيم هکتار در شمال شرقي روستاي گردشگري گازرخان و بر بلنداي کوهي از سنگ يکپارچه واقع شده که قلعه اي پرشکوه را به نمايش گذاشته است.محل استقرار اين قلعه طوري استادانه انتخاب شده که با برخورداري از پرتگاههاي مخوف در جبهه غربي، شرقي و جنوبي، راه نفوذ به آن را غيرممکن کرده است.

تنها دروازه و يگانه راه ورود به قلعه در انتهاي ضلع شمال شرقي، چند صد متر پايينتر از پاي برج شرقي واقع شده است.قلعه الموت که به شماره هفت هزار و دويست و پنجاه و دو در فهرست آثار ملي ثبت شده دو قرن مرکز فعاليتهاي علمي، اجتماعي و مذهبي فرقه اسماعيليه بوده است. تاکنون سيزده مرحله کاوش در اين قلعه صورت گرفته است که از جمله آن مي‌توان به کشف ستونها و سردر ورودي مسجد يا دارالعماره و همچنين شناسايي سيستم آبرساني شگفت‌انگيز آن اشاره کرد.

مدير پايگاه پژوهشي و سرپرست کاوشهاي باستان شناسي قلعه الموت در خصوص مراحل ثبت اين اثر تاريخي مي‌گويد: در حال حاضر در مرحله تهيه نقشه‌هاي لازم و مستندسازي اطلاعات از وضعيت فعلي قلعه و اطلاعات به دست آمده در سالهاي اخير به ويژه سيزده مرحله کاوش قرار داريم.اما تکميل پرونده ثبت جهاني قلعه الموت و ارسال آن به يونسکو در حالي مراحل خود را طي مي کند که موانعي بر سر راه تحقق آن وجود دارد ، موانعي که شرايط اعلام شده نماينده يونسکو را نقض مي‌کند.

مديرکل ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان قزوين با بيان اينکه قلعه الموت در حال حاضر در ليست موقت يونسکو ثبت شده است مي‌گويد: تا زماني که شرايط يونسکو براي ثبت جهاني محقق نشود، نام قعله الموت همچنان در ليست موقت باقي مي‌ماند. حضرتيها، ساخت وسازهاي غير قانوني سودجويان در حريم قلعه تاريخي الموت در سالهاي اخير را يکي از موانع پيش روي مي‌داند.راه‌اندازي صنايع آلاينده مثل کارخانه آسفالت و احداث باغهاي ميوه در حاشيه قلعه الموت از ديگر موانعي است که به گفته معاون گردشگري اداره ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان، ثبت جهاني را با مشکل مواجه کرده است. محمدي مي‌افزايد: اکنون فرصت ثبت جهاني قلعه تاريخي الموت فراهم شده پس دستگاهها بايد همکاري کنند تا اين موانع هر چه زودتر رفع شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 آذر1393ساعت 15:28  توسط عبادالله آزاد  | 

تعزیه

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 دی1392ساعت 22:8  توسط عبادالله آزاد  | 

افسانه ها و باورهای محلی الموت


55745778

افسانه های محلی در منطقه عقاید خرافی و داستانی غیر واقعی زیادی وجود دارد که با گذشت زمان آنها بی رنگ شده است و از ردیف اعتقادات مردم فاصله گرفته و به افسانه ها می پیوندد و بیشتر از آنها در شب نشینی ها و معمولا در زمستانها که مردم بیکار هستند و شب ها دور هم جمع می شوند پیر مردها یا پیر زنها برای کوچکتر ها البته با آب و تاب خاصی نقل می کنند وبعضی از آن عقاید هنوز در میان مردم رنگ نباخته و در زندگی روز مره استفاده می شود مثلا مردم معتقدند که اگر غبار یا مه در هوا وجود داشته باشد می گویند که هوا دلگیر است ومنتظر حادثه ای ناخوشایند هستند همچنین معتقدند که اگر در شب بترسیم و بگوییم که ما سوزن و سنجاق داریم از دست اجنه در امان هستیم یا مثلا بعضی ها نقل می کنند که شبی یکی از اهالی روستا برای آبیاری مزارع خود از محل دور می شود و وقتی به زمین خود نزدیک می شود متوجه می شود که در آن نزدیکی عده ای مشغول شادی هستند دقت می کند می بیند که عروسی اجنه است او مخفیانه مشغول تماشای آنها می شود می بیند که آنها در حال پذیرایی با ظرف های رنگارنگ هستند و آن مرد طمع می کند چون می دانسته که با گفتن نام خدا آنها ناپدید می شوند و ظرف ها برای او خواهد ماند در نتیجه نام خدا را می آورد جن ها ناپدید می شوند و قتی ان مرد برای جمع کردن ظرف ها می رود می بیند که بعضی از ظروف به چشمش آشناست ظرف ها را به محل می برد و متوجه می شوند که هر ظرف مال یکی از اهالی روستا بوده و برای ن باورند که اجنه ظرف هایی را که بدون نام خدا در جایی قرار بگیرند به صورت امانت می برند و پس از استفاده دوباره باز می گردانند از این ماجرا به بعد اهالی منطقه هر وسیله ای را که در جایی قرار می دهند با نام خدا همرا است.

همچنین معتقدند اگرگربه دست و رو بشوید نشانه این است که یا باران می آید یا میهمان.

اهالی منطقه معتقدند که نباید به گربه ها آب پاشید چون این کار سبب در آوردن زگیل می شود.

اهالی منطقه شب آب جوش به زمین نمی ریزند مگر با گفتن بسم الله الرحمن الرحیم و معتقدند که اگر بدون نام خدا آب جوش را زمین بریزند ،بچه های اجنه که پراکنده هستند می میرند و پدر و مادر ش بچه این فرد را اذیت خواهند کرد.

زنی را که تازه زایمان کرده است هرگز تنها نمی گذارند در اتاقش آیه الکرسی می گذارندواز اجسامی مثل سوزن و کارددرزیر متکای زن زائو قرار میدهند.

شب جارو نمی کنند می گویند که برکت خانه می رود.

هر کس عطسه کند حاضرین می گویند خیر باشد او هم می گوید سلامت باشید.اگر کسی یک عطسه کند علامت صبر است اگر دو عطسه کند نشانه جحد است.

اگر کاری را شروع کرده باشند در مورد اول اندکی صبر کرده ودوباره آن را ادامه می دهند ودرمورد دوم سریعتر انجام میدهند.

پیش تر ها اگر جارو به کسی برخورد می کرد نوک جارو را می شکستند و معتقد بودند که جارو سبب کوچک شدن قد شخص می شود.

بعضی از قدیمی های منطقه نیز داستان هایی مبنی بر به خدمت گرفتن جن ها توسط انسان ها را نقل می کنند که نمی دانم تا چه حد صحت دارد.

اگر زن باردار تنبل باشد می گویند که بچه اش دختر است و اگر چالاک باشد می گویند که بچه وی پسر است.

برخی معتقدند که اگر به گردن کودکان خرمهره و مهره های دیگر بیاویزند از چشم زخم در امان می مانند.

مرغی که مثل خروس بخواند او را بد یمن می دانند همینطور خروسی که در شب بخواند.

درموقع خواب جامه و جوراب را بالای سر خود نمی گذارند چون بر این باورند که شخص خواب آشفته می بیند.

وقتی مژه ای بیفتد نشانه این است که خبری برای شخص در راه است.

وقتی ظروف یا استکان ها در سفره با هم ردیف شوند برای صاحب خانه مهمان خواهد آمد.

اگر کلاغ بخواند نشانه این است که خبر میدهد که شخصی می آید.

اگر کفش ها روی هم قرار بگیرد نشانه این است که پشت سر صاحب کفش حرف می زنند.

زن باردار اگر هنگام بلند شدن دست چپ خودرا زمنین بگذارد می گویند بچه دختر است و اگر دست راستش را زمین بگذارد می گویند پسراست.

همچنین مردم معتقدند که اگر ماری را زخمی کنی و نکشی آن مار یا جفتش حتما آن فرد رانیش خواهد زد.

اهالی منطقه بر این باورند که نباید مار سیاه را کشت چون نظر کرده است.

معتقدند که شب نباید از زیر درخت گردو عبور کرد چون سنگین است و اجنه آن ها را اذیت می کند.

منبع :فرهنگ عامه منطقه الموت غربی آقای غلامحسن برخورداری








































































+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 شهریور1392ساعت 14:28  توسط عبادالله آزاد  | 

یک قلاده پلنگ در دل طبیعت الموت غربی

ˈعلی فرهادیˈ روز شنبه در گفت و گو با خبرنگار ایرنا افزود: با توجه به تجهیز واحدهای محیط بانی استان به دوربین های عکاسی و فیلمبرداری، نیروهای یگان حفاظت محیط زیست الموت غربی موفق به مشاهده و تصویربرداری از حضور این گونه در منطقه شکار و تیراندازی ممنوع این منطقه شدند.

وی اظهار داشت: استان قزوین با توجه به شرایط اقلیمی و زیستگاهی آن یکی از بهترین زیستگاه های پلنگ در کشور به شمار می رود؛ این گونه پلنگ در مناطق کوهستانی و شکار و تیراندازی ممنوع الموت شرقی و غربی و طارم سفلی زیست می کند.

فرهادی بیان کرد: ماموران اجرایی اداره کل حفاظت محیط زیست استان در یکی دو سال اخیر چندین بار موفق به تصویر برداری از این گونه در حال انقراض در مناطق طارم سفلی و الموت شده اند.

وی یادآور شد بررسی ها در ارتباط با بحث حضور پلنگ در استان از سال 87 آغاز شد و کارشناسان حوزه محیط طبیعی استان اولین گونه را در اواخر سال 1388 با دوربین های تله ای در منطقه رودبار شهرستان ثبت کردند.

به گفته وی ایران مهمترین پناهگاه جمعیت پلنگ در منطقه خاورمیانه است و پیش بینی می شود 550 تا 850 قلاده از این جانور در کشور زیست کنند. 

فرهادی تصریح کرد طبق آخرین ارزیابی، اتحادیه جهانی حفاظت از طبیعت (IUCN) در سال 2008 پلنگ را در فهرست سرخ و به عنوان گونه در خطر انقراض قرار داد. 

وی در پایان افزود: کاهش طعمه به دلیل شکار غیر مجاز، تغییر زیستگاه ها به دلیل فعالیت های جاده سازی و معادن، آتش سوزی، چرای دام های اهلی و شکار این گونه توسط شکارچیان به خاطر پوست آن از عوامل در معرض خطر انقراض قرار گرفتن این گونه است.

+ نوشته شده در  جمعه 11 مرداد1392ساعت 14:8  توسط عبادالله آزاد  | 

مشارکت بیش از 80 درصدی مردم الموت در انتخابات

بخشدار الموت غربی خبر داد
مشارکت بیش از 80 درصدی مردم الموت در انتخابات

بخشدار الموت غربی از مشارکت بیش از 80 درصدی مردم الموت غربی در انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری و چهارمین دوره شورای شهر و روستا خبر داد.

خبرگزاری فارس: مشارکت بیش از 80 درصدی مردم الموت در انتخابات

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی روستای ازگنین سفلی به تقل از فارس از قزوین، قاسم حامدی در حاشیه شمارش آرای مردم اظهار داشت: مردم خون‌گرم الموت غربی در انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری و چهارمین دوره شورای شهر و روستا مشارکت بیش از 80 درصدی داشتند.

وی افزود: برای چهارمین دوره انتخابات شورای شهر و روستا در 61 روستا و سه شهر الموت غربی شعب اخذ رأی مستقر بود.

بخشدار الموت غربی بیان کرد: همچنین برای یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری نیز 73 شعبه اخذ رأی در الموت غربی وجود داشت.تنها انتخابات شوراها در روستای آکوجان الموت غربی به دلیل اینکه نامزدها به حد نصاب که چهار نفر بود، نرسیدند برگزار نشد.

حامدی در خصوص آرای مردم الموت غربی در انتخابات ریاست‌جمهوری تصریح کرد: در الموت غربی رأی دکتر حسن روحانی از سایر نامزدهای انتخابات ریاست‌جمهوری بالاتر بود.

بخشدار الموت غربی ابراز داشت: مردم الموت غربی با مشارکت در انتخابات پایبندی خود به ارزش‌های انقلاب اسلامی را نشان دادند و به راهبرد مقام معظم رهبری که حماسه سیاسی بود جامه عمل پوشاندند.

با پیگیری‌های انجام شده پرونده شهرستان شدن الموت پس از بررسی‌های لازم در استانداری قزوین و وزارت کشور برای تصویب نهایی به هیئت دولت ارسال شده است.

+ نوشته شده در  جمعه 21 تیر1392ساعت 14:5  توسط عبادالله آزاد  | 

جاده الموت-تنکابن

از باغدشت شروع میکنم وبه ترتیب عکسها مسیر راه را توضیح میدهم امیدوارم مورد قبول دوستان وهمولایتهای عزیزم قرابگیرد

روستای باغدشت خرداد 92   شمس الدین رجبی

 

                                                                              ابتدا: روستای باغدشت   

روستای باغکلایه -در جنوب شرقی باغدشت -رجبی

مسیر جاده شهرک روستای باغ کلایه

شمس الدین رجبی

                                                                         سه راهی شهرک به سمت قلعه و گرمارود

خرداد92- شمس الدین رجبی

تابلو راهنما در مسیرجاده

خرداد 92 تعدادی از اهالی روستای گرما رود -شمس الدین رجبی

تعدادی از اهالی خوب وباصفای گرما رود وقتی از ایشان اجازه خواستم تا عکس بگیرم تقریبا همگی یکصدا گفتند ای آقا ما پیران را کی تحویل میگیره؟! در پاسخ گفتم شماها بخشی تاریخ الموت وکنینجه های با ارزش الموت هستید...

بعداز روستای گرما رود با اینتابلو روبه رو می شوید -رجبی

 

بعداز اینکه از گرمارود خارج شدید با طی مسافتی کم به این تابلو ها بر می خورید

آبشار بسیار زیبای پیج بن قبل از روستا، خرداد92 شمس الدین رجبی

در مسیر جاده الموت تنکابن قبل از رسیدن به روستای پیج بن با کمی دقت در حاشیه سمت راست جاده

به این آبشار بسیاز زیبا برمیخورید که ممکن است شما را مدتی محو تماشا وابهت خودش نماید

خرداد92 جاده الموت به تنکابن -قبل از روستای پیج بن شمس الدین رجبی

در ادامه مسیر بعداز آبشار وقبل از رسیدن به روستای پیج بن با این منظره روبه روشدم که کلی از خاطرات گذشته ام را زنده کرد با لبخند وخوشحالی دستی تکان دادم که با محبت عزیزان روبه روشدم وبا لبخند ازکنارهم ردشدیم

بر بلندای روستای زیبا وبکر پیچ بن -شمس الدین رجبی خرداد92

پس از طی مسافتی نه چندان طولانی به روستای سر سبز و زیبای پیج بن رسیدیم ساعتی توقف کردم

با مقازه دار آنجا آقای بهروز شعبانی و یکی از اهالی پیج بن به نام آقای بهادر قلی رحیمی ورکی(حیدر) آشنا شدم واطلاعاتی از این عزیزان در مورد روستا وجمعیت آن گرفتم

اینکه جمعیت پیج بن حدود35خانوار ساکن و40 خانوار مهاجر بوده که تابستانها شاید تا 80 خانوار هم برسند!ضمنا" اظهار داشتند که به دلایلی این جاده ، به همین صورت باقی خواهد ماند وجاده قزوین الموت تنکابن از مسیر روستای لامان، آتان عبور خواهدکرد!!!

گردنه سلمبار (رجی سر) -شمس الدین رجبی

خلاصه به گردانه سلمبار (سلمباری رجه) رسیدم نزدیکی کاروانسرای معروف پیج بن به یخچالی از برف رسیدم

بی اختیار به سمت برف در این ماه از سال رفتم بسیار لذت بخش بود...



 الموت جاده پیج بن خرداد 92 شمس الدین رجبی

میثم از خوشحالی سر از پا نمی شناخت محو طبیعت بکر و عطر گلهای وحشی منطقه شده بود

باغدشت -رجبی

اینهم تصویری از کاروانسرای پیج بن در گردنه

نمای کلی از شهسوار یا همان تنکابن شمس الدین رجبی

نهایتا" شهر زیبای شهسوار (تنکابن)

دریای مازندران  (خزر)  شمس الدین رجبی

ودریای آرامبخش و پر تلاطم مازندران

امیدوارم این گزارش مصور مورد توجه شما دوستان قرار گرفته باشد

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 اسفند1391ساعت 13:59  توسط عبادالله آزاد  | 

قلعه لمبسر

بزرگ ترين و مستحکم ترين قلعه اسماعيليان در ايران در 3 کيلومتري شمال شرقي شهر رازميان - مرکز بخش رودبار شهرستان - قرار دارد که دره هاي عميق نينه رود و لمه در دسترسي به آن را از شرق و غرب غيرممکن ساخته اند و تنها از دو دروازه شمالي و جنوبي مي توان به دژ وارد شد. شيب کوه که از شمال به جنوب کشيده شده و اختلاف دو سطح آن به 150 متر مي رسد حدود 480 متر طول دارد و پهناي قلعه بيش از 190 متر است. تاريخ بناي اصلي قلعه را به پيش از اسلام نسبت مي دهند و پس از تصرف آن در شب چهارشنبه بيستم ذي القعده سال 489 هجري توسط کيابزرگ اميد بازسازي شده و توسعه يافته است. ديواره هاي عظيم دولايه با ارتفاعي افزون بر 10 متر از سنگهاي بسيار بزرگ، ساختمان اصلي در بخش شمالي دژ با ديوارهايي به قطر 120 سانتي متر از سنگ تراشيده، مخازن عظيم و شگفت آور آب و غلات در جنوب و جنوب شرقي قلعه، چند برج و سيستم آبرساني که هر بيننده اي را به حيرت وامي دارد، از آثار به جاي مانده در دژ لمبسر است.


 قسمتی از  دیواره های  به جا مانده در اطراف قلعه. به راستی چند صد سال قبل با چه امکاناتی و با چه جرات و دقتی  این دیوارها را بدین گونه برپا کرده اند؟  به گونه ای که هنوز هم بعد از این همه سال این چنین استوار ایستاده اند. 

قلعه لمبسر در بخش الموت  رودبار شهرستان ،‌  از توابع قزوین در شمال شرقی روستای رازمیان واقع گردیده و جزو مهمترین قلاع اسماعیلیه در عصر سلجوقی است. سال ساخت بنای قلعه در متون تاریخی نیامده اما به نظر می رسد که از استحکامات دوره ساسانی وقرون اولیه اسلامی باشد.قلعه لمبسر به واسطه موقعیت و اهمیت خاص خود در دوره تسلط اسماعیلیه شهرت پیدا کرده و پس از قلعه الموت مهمترین قلعه بشمارمی رفته است. 

قلعه لمبسر بر بالای کوه وسیع و مسطحی که به واسطه رودهای اطراف در دامنه های غربی ،‌ شرقی و جنوبی از رشته کوههای اطراف جداست قرارگرفته وبه همین دلیل به قولی حتی از دژ الموت نیز مستحکمتر بوده است. زیرا از سه جهت پرتگاههای مخوفی داشته و غیر قابل نفوذ بوده و  وسعت بی نظیر آن اجازه کشت به اهالی آن می داده است ،‌بنابراین با محاصره  نیز امکان تصرف قلعه دشوار بوده است. 

از معدود بناهای سالم بجا مانده در داخل قلعه. باقی ابنیه قلعه زیر خاک مدفون می باشند. 

قلعه لمبسر ابعادی در حدود 480 متر در جهت شمالی – جنوبی و190 متر در جهت شرقی – غربی داشته و اختلاف سطح پایینترین و بالاترین قسمتهای آن 150 متر است. ( مساحتی حدود 9 هکتار )

بر قسمتی از سمت شرقی آن شرف به نینه رود که شیب کمتری دارد دیوارعظیمی بنا کرده اند که حدود 10 متر ارتفاع داشته و هم اکنون بخشهایی از باروی آن باقی مانده است. در دیگر قسمتهای قلعه به واسطه عدم نفوذ پذیری طبیعی ،‌ برج و بارویی کوتاهتر ساخته اند . از استحکامات شمالی قلعه که تنها راه نفوذ ودسترسی به قلعه را شامل می گردیده اثری به جا نمانده اما با توجه به آثار باقی مانده این بخش مسلما داراری دروازه ،‌ برج و باروهای معظم بوده است.

 

آب انبارهای عمیق کنده شده در دل سنگ  در داخل قلعه . برخی از حوضچه ها با همدیگر راه دارند به نحوی که سر ریز آب یکی داخل بعدی می ریزد. شاید به علت جلوگیری از سرریزی آب و نیز ته نشین کردن روسوبات آب و بدست آوردن آب زلالتر.

آبراههای کنده شده روی سنگ را می توانید در قسمت راست و پایین تصویر تشخیص دهید. 

برای ساختن استحکامات از مصالح سنگ با ملاط ساروج و ساروج یک پارچه استفاده شده است. آب قلعه توسط آبراهه ای کنده شده در سنگ از نینه رود در فاصله دو فرسنگی قلعه تامین می شده است که در چندین آب انبار ذخیره می شده ، همچنین در پایین دیواره شرقی راهروی سرپوشیده ای به عرض 95 سانتی متر قرار داشته که با پله های ناهموار ارتفاع 190 متری قلعه تا سطح رود خانه را به هم مرتبط می ساخته است.

به اذعان محققان ایرانی و خارجی قلعه لمبسر از قلعه های وسیع و قابل توجه دفاعی ساخته شده توسط انسان می باشد.

+ نوشته شده در  جمعه 26 آبان1391ساعت 22:20  توسط عبادالله آزاد  | 

فریا استارک

فریا استارک، زن انگلیسی یکی از معروفترین جهانگردان انگلیسی است که در طول زندگی خود به کشورهای بسیار زیادی از جمله ایران نیز سفر کرده است.

کودکی وی در کشور ایتالیا گذشت. او در سالهای اولیه زندگی خود بیشتر بیمار بوده و اوقاتش را در خانه و بستر بیماری گذراند.

از دهه 1920 به بعد وی سفرهای طولانی خود را آغاز کرد که در طی آنها به ایران آماده و تبدیل به اولین زنخارجی شد که به قلعه الموت رفته و سپس کتابی را در مورد این قلعه و پیروان " حسن صباح " به رشته تحریر درآورد.

اولین زن خارجی که به قلعه الموت رفت + عکس

او تا پایان عمر خود به سفر کردن و نوشتن سفرنامه های گوناگون ادامه داد.

+ نوشته شده در  شنبه 21 مرداد1391ساعت 10:49  توسط عبادالله آزاد  | 

کتاب هایی درباره الموت

نام کتاب : خداوند الموت ( حسن صباح )
نویسنده : پل آمیر
مترجم : ذبیح الله منصوری



الموت منطقه ای واقع در جنوب غربی دریای مازندران بود که منطقه ای کوهستانی بشمار می آید و در دنیای قدیم یکی از مراکز بزرگ داروسازی بشمار میرفت. حسن صباح که در الموت زندگی میکرد یک آریایی نژاد محسوب میشد و پیروانش اسم او را بدون علی ذکره السلام بر زبان نمی آوردند و همچنین او را خداوند الموت مینامیدند. حسن صباح یا خداوند الموت در واقع رهبر و امام فرقه "باطنی" شمرده میشد. فرقه باطنی فرقه ای از مذهب اسماعیلیه است که مثل تمام شیعیان، علی بن ابیطالب را امام اول میدانست و فرزندان او را تا امام جعفر صادق امام میشمرد. ولی بعد از امام جعفر صادق عقیده داشت که پسرش اسماعیل امام است، نه پسر دیگرش امام موسی کاظم. دوران قدرت الموت از قیامت القیامه یعنی سال 1164 میلادی زمانیکه کیش باطنی آشکارا خود را معرفی نمود و جنگ کرد، شروع شد، و هنگام حمله هلاکوخان خاتمه یافت، یعنی 95 سال دوران قدرت باطنی ها طول کشید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 26 فروردین1391ساعت 10:49  توسط عبادالله آزاد  | 

روستا های الموت

روستا های الموت بالا

ازادرود 

16 25
افتابدر 24 52
اقاگير 36 108
اكبراباد 20 50
امشك 7 10
اندج 61 179
اوه 50 139
باغ دشت 55 193
باغ كلايه 23 49
بوكان 43 151
بيدلي 11 25
تركان 19 60
توان 26 73
جوتان 30 62
جولادك 28 78
چاله 66 208
خشكچال 60 200
دك 24 60
دهك 45 125
دينه كوه 38 79
زردچين 27 67
سرخ كوله 22 78
سليمان اباد 7 18
شريف اباد 35 126
شورستان سفلي 27 94
شورستان عليا 66 216
شهرك 55 204
شيركوه 13 43
صايين كلايه 30 62
فيشان 37 95
كندان سر 35 89
كوچنان 90 276
محموداباد 26 89
مردانچال * *
مسعوداباد 211 690
ملاكلايه 11 28
مينودشت 58 183

يرك

52

 

112


+ نوشته شده در  شنبه 26 فروردین1391ساعت 10:31  توسط عبادالله آزاد  | 

جغرافیای انسانی رودبار والموت

جغرافیای انسانی رودبار والموت
تحقیق از علی حیاتی
با وجود شرایط زیستی مناسب در بسیاری از دامنه های البرز و شواهد حضور انسان كهن درآن، خاستگاه انسانی و ریشه نژادی مردمان الموت و رودبار را می توان در پیشینه ی تاریخی و نژادی ساكنان كهن البرز جستجو كرد. الموت و رودبار بخشی از سرزمین دیلم بوده و دیلم در پیش از اسلام و پس از آن نیز مستقل از سلسله پادشاهان و امپراتوری ایران رها و آزاد می زیسته است. الموت و رودبار در پیش از اسلام تختگاه دیلم بوده وبعد از اسلام ، نیز تا اواخر قرن چهارم قمری این ارزش را حفظ كرده است.

- خاستگاه انسانی
البرز با دارا بودن كوه ها، كوهپایه ها، دره ها، جنگل ها و دامنه های مناسب و داشتن شرایط زیستی مطلوب و قرارگیری بین دو اثر طبیعی مهم دریا در شمال و دشت ها در جنوب از ویژگی های منحصر به فردی برخوردار است كه احتمال حضور انسان را در خود امكان پذیر می كرده است.
سرزمین الموت و رودبار كه در قلب البرز جای دارد به ناچار گذرگاهی برای رفت و آمد ساكنان شمالی البرز و دشتهای جنوبی آن بوده و هست. این سرزمین با دارا بودن آبهای جاری مطلوب و شكارگاه های مناسب ، مكان درخور توجه ای برای زندگی انسانی بوده است، چه بسا كه پای انسان اولیه نیز به این سرزمین باز شده باشد. و در هنگام رفت و آمد ها از این گذرگاه ، حداقل در فصلهای مناسب آب و هوایی در آنجا سكونت گزیده و یا از روی اجبار و اضطرار در آن پناه گرفته باشد.
با توجه به قرارگیری و موقعیت رودبار الموت در دل البرز، در پناه كوه های بلند و دره های عمیق دشوار گذر، همیشه حكم خویشكاری پناه دهندگی داشته و نه تنها گذرگاه انسان كهن بل كه پناهگاه امنی برای فرزندان وی بوده است.
مردمانی كه اكنون در سراسر این سرزمین زندگی می كنند بازمانده نسل بومیان دوران كهن و مهاجرانی هستند كه از روی اجبار یا اختیار به این سرزمین مهاجرت كرده اند. قبایل هندو ایرانی كه در هزاره دوم قبل از میلاد از سرزمینهای میانی دو رود سیحون (سیردریا) و جیحون (آمو دریا) برای بدست آوردن زمین های حاصلخیزتر كوچ کردند و وارد سرزمینهای شمالی از جمله كناره های دریای خزر شدند. گروه هایی از این کوچندگان با استفاده از راه های ارتباطی شمال به جنوب البرز كوه از جنگلها و آخرین لبه های مرزی گیلان گذشته و در دیلمستان كه تا دامنه های البرز كوه ادامه می یافت سكنا گزیدند (سرتیپپور، 1356، صص 102 ـ 112) .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 فروردین1391ساعت 12:40  توسط عبادالله آزاد  | 

جغرافیای الموت

جغرافیایی طبیعی الموت و رودبار
تحقیق از علی حیاتی
الموت و رودبار با پیشینه ی كهن تاریخی، قسمتی از سرزمین كهن ایران است، كه تمامت پهنه ی آن در گذشته بسیار دور، رودبار شاهرود خوانده می شد. و آن قسمتی از پیكرهی پهناور دیلم بوده ، این سرزمین از لحاظ وضعیت جغرافیایی دارای ویژگی و مزایای خاصی بوده كه در طول تاریخ همواره مورد توجه قرار گرفته است.
این سامان تا مدتهای زیادی مركز حكومت دیلم و محل سكونت پادشاهان بوده است و این ارزش را تا دوران اسلام حفظ كرده است و بعد از اسلام نیز توسط حكومتهای محلی و عاملان حكومتی دیلمان و طبرستان اداره می شد. تا این كه از سال 483 ق، دوران خداوندان الموت، به كانون فرماندهی اسماعیلیان نزاری تبدیل شد و الموت به اوج قدرت خود رسید. البته این سرزمین شهرت خود را وام دار دو دوره از تاریخ است. دورهای كه مركز سرزمین دیلم بوده است شهرت و شجاعت دیلمیان زبان زد خاص و عام بوده، و دوره دیگر حضور اسماعیلیه نزاری با ورود حسن صباح در الموت و توسعه آن تا خارج از مرزهای ایران مزید علت گردید. تا این كه امروزه این تاریخ شهرت جهانی پیدا كرده است.
وضعیت جغرافیایی و عوامل طبیعی دیلمان بزرگ و سلحشوری و جدا سری ساكنان آن، خاصه در این سرزمین بسیار مورد توجه قرار گرفته و بر سر آن رقابت های زیادی صورت پذیرفته است. در جریان این كشمكش ها نیز همواره دست به دست می شده است.

- موقعیت طبیعی
الموت و رودبار سرزمینی است در شمال شرقی استان قزوین با برخورداری از تنوع اقلیمی قابل ملاحظه كه سبب ایجاد قابلیتهای ویژه در آن شده است . الموت و رودبار از نظر تقسیمات استانی دو منطقه همسایه به حساب می آمدند كه در گذشته یك سرزمین واحد به نام رودبارِ الموت ، و در پیش از آن نیز رودبارِ شاهرود خوانده میشد. سپس این سرزمین به دو منطقه رودبار شهرستان و رودبارالموت در آمد و هم اکنون به نام رودبار الموت شرقی و رودبار الموت غربی (رودبار شهرستان سابق ) خوانده می شود .
این سرزمین از طرف شمال به دهستان های دو هزار و سه هزار تنكابن استان مازندران و اشكور استان گیلان، از طرف جنوب به طالقان و كوه های شمال شهر قزوین، از طرف شرق به گردنه های شیر بَشم تنكابن استان مازندران و از طرف غرب به دیلمان فعلی و عمارلو از استان گیلان متصل است ؛كه در دامنه كوه های سر به فلك كشیده البرز مركزی و در حاشیه ی دره بزرگ شاهرود به مختصات 55/49 و 44/50 درجه طول و 37/36 و 22/36 درجه عرض جغرافیایی واقع شده است. طبق آمار نامه سال 1380 ش استان قزوین این سرزمین 5909/2036 كیلومتر مربع مساحت دارد و 261 پارچه آبادی را در بر می گیرد، كه 52 روستای آن خالی از سكنه شده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 فروردین1391ساعت 7:25  توسط عبادالله آزاد  | 

تاریخچه رودبار الموت

ساكنان اصلی الموت و رودبار را باید بخشی از مردم بومی سلسله جبال البرز دانست از این رو میتوان ریشه نژادی این مردمان را در پیشینه ی تاریخی مجموعه نژادی سلسله جبال البرز و سرانجام از نژاد های گیل و دیلم جستجو كرد كه قدیمی ترین آن ها كاسپی ها، تپوری ها، آمارد ها و كادوسی ها بودند. این مردم قبل از مهاجرت آریاییان، در سرزمین خود ساكن بوده و تمام نواحی كوهستانی و كرانههای جنوبی دریای خزر را در تصرف داشتند. در منابع مختلف نام آنها اقوام ما قبل تاریخ ذكر گردیده است.
در زمان ساسانیان و اوایل اسلام شهرت دیلم به اوج خود رسیده بود. اقوامی بسیار قوی و دلیر كه هرگز به اطاعت سلسله پادشاهان ایران در نیامده و حتی در زمان اسلام نیز چند قرن از اطاعت خلافت و حكومتهای ایران سرباز زده و سرزمین شان هرگز فتح نشد به طوری كه در هیچ یك از كتیبه های رسمی پادشاهان ایران و حاكمان بعد از آن شرحی كه دلیل تابعیت آنان را داشته باشد دیده نمی شود. با توجه به نوشته های دوره ساسانی و كتابهای اوایل اسلام و جستجو درباره ی سرزمین دیلم در این اسناد، وجود سرزمین الموت و رودبار در دوره ساسانی و ما قبل از آن نیز سندیت پیدا میكند و معلوم میشود كه در گذشته های دور دارای شهرت و معروفیت زیادی بوده است.
بنا به گفته مورخان صدر اسلام و زمان ساسانیان و حتی در روزگار اشكانیان و هخامنشیان این مردم نه تنها فرمان پذیر و باج گذار پادشاهان نبودند، بلكه در مواقع ضروری از كوهستان بیرون آمده و به شهرها و دیگر ولایات یورش میبردند.
سیر تحول تاریخی دیلمیان نشان می دهد كه آن ها به باورهای پیشین خود استوار ماندند و تا مدت ها به شیوه عشیره ای زندگی می كردند و تا زمان «كرتیر» موبد قدرتمند ساسانی ، از پذیرش دین زرتشتی خود داری می كردند و تنها بخشی از آنان كه در دامنههای البرز كوه می زیستها ند به دین زرتشتی روی آورده بودند.
وجود قبرستانهایی مربوط به زرتشتیان در چندین نقطه از سرزمین الموت و رودبارنشان دهنده ی حضور آن ها در این سرزمین است.
- از اسلام تا اسماعیلیه
سست شدن پایههای حكومت ساسانیان و حمله اعراب مسلمان به ایران سبب سقوط ساسانیان گردید . نفوذ مسلمانان در ایران سبب گردید كه بسیاری از مردم به دین اسلام گرویدند. و این تحول فصل تازهای در تاریخ ایران گشود. با این كه بیشتر سرزمین ایران در تصرف اعراب بود ساكنان سلسله جبال البرز آنها را به سرزمین خود راه نداده و در مقابل آنان سخت ایستادگی كردند. تا آنجا كه دیلمیان در سلسله جبال البرز، بیشتراز 250 سال از پذیرفتن دین اسلام سرباز زده و با تازه واردان مسلمان به مبارزه پرداختند. آن ها در طی این مدت طولانی بر آیین و رسوم خود پا برجا ماندند و حتی سكههای خود را به زبان پهلوی ضرب كرده و نوشتههای خود را به زبان پهلوی مینوشتند (كسروی، 1335، صص 2 ـ 20).
با این كه سرزمین دیلم در زمان ساسانیان و حتی پیش از آن هم حاكمانی از خود داشته در زمان اسلام نیز تا سه قرن آزاد و مستقل بوده و در همه زمانها پادشاهانی بسیار دلیر و كاردان بر آن حكمرانی میكردهاند. ولی در منابع تاریخی، تا اواخر قرن دوم قمری خیلی كم نام و نشانی از این پادشاهان به میان آمده است. از دلاوری های عمده دیلمیان در این دو قرن كمتر سندی موجود هست. به عبارت دیگر دو قرن از پایمردی مردانه دیلم در تاریكی قرار دارد و در تاریخ جای این دو قرن خالی مانده است. از اواخر قرن دوم قمری به بعد در تاریخ های اسلامی نام پادشاهان دیلم دیده میشود. از پادشاهان دیلم جستانیان اولین نامی است كه در تاریخ اسلامی دیده میشود. البته از چگونگی روی كار آمدن آنها اطلاع دقیقی موجود نیست اما مورخان تختگاه جستانیان را در رودبار الموت میدانند.
در بررسی وقایع دیلمان طی نیمه اول قرن چهارم قمری دریافت میشود كه مركز حكومت یكی از فرزندان جستان بن و هسودان به نام «ماناذر» كه عنوان پادشاهی دیلمان را داشته در رودبار الموت بوده «ماناذر» حتی لشكریانی را به كمك عضدالدوله دیلمی فرستاده است. پایتخت خسروشاه فرزند «ماناذر» نیز در رودبار الموت بوده، كه نام وی در روی سكه هایی كه در سال 361 و 363 ق در رودبار ضرب شده نمایان است. خسرو شاه تا سال های آخر قرن چهارم هجری در رودبار الموت مستقر بوده و بر بخش های گیلان و دیلمان فرمانروایی میكرده است (گروه پژوهشگران ایران. 1374،جصص 35 و36).
سلسله فرمانروایی آل جستان از سال 251 ق در رودبار شاهرود در ناحیه شهرستان تشكیل یافته و تا حدود اواخر قرن چهارم هجری ادامه داشته است (كسروی. 1335، صص 22 ـ 34) . و جوینی شهرك رودبار كه امروزه قسمتی از رودبار الموت است را در ایام پیش از اسلام و اسلام پیش از سلجوقیان مركز پادشاهان دیلم دانسته و آنجا را بسیار آباد و دارای وضعیت شهری توصیف كرده است (جوینی. 1355، ص 268) .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 20 فروردین1391ساعت 22:23  توسط عبادالله آزاد  | 

ریشه نام الموت

این منطقه چنانچه حمدالله مستوفی در نزهةالقلوب نوشته تا قرن هفتم هجری با عنوان رودبار معرفی می‌شد تا این که با آمدن حسن صباح به آن جا و رواج فرقه اسماعیلیه و فعالیت خداوندان الموت، نوشته شد رودبارالموت و خوانده شد الموت.

الموت کلمه‌ای است مرکب از دو واژه «آله» و «اموت». نویسنده برهان قاطع این کلمه را به فتح الف و لام بر وزن «جبروت» می‌داند و می‌نویسد:

«نام قلعه‌ای است مشهور که مابین قزوین و گیلان واقع است و آن را به سبب ارتفاعی که دارد آله آموت گفتندی یعنی عقاب آشیان چه «اله» عقاب و «آموت» آشیان باشد.»

برخی نیز آموت را چنانچه در گویش تاتی مردم الموت وجود دارد، به معنای آموخت گرفته‌اند و از آن به این تعریف رسیده‌اند: عقاب دست آموز.

در زبان مراقيهاي الموت آموتان (مصدر ) به معناي آموختن مي باشد.

عده‌ای هم اشاره به این می‌کنند که بن مایه کلمه الموت، ارموت، ارمود، امروت، اربو و امبرود (نوعی گلابی) است و از آنجا که در گویش تاتی گاهی «ر» به «ل» تبدیل می‌شود مثل «برگ» (بلگ)، پس الموت همان ارموت است که «ر» به «ل» تبدیل شده‌است. محققان بر این نکته متفق القولند که الموت نام مصطلح منطقه کوهستانی شمال قزوین و جایی است که خداوندان الموت، قلعه‌های تاریخی این منطقه را مقر و پایگاه تبلیغ آیین اسماعیلیه قرار داده بودند. این منطقه در طول تاریخ از «رودبار» به «رودبار و الموت» تغییر کلمه پیدا کرده‌است، پس از مدتی «رودبار الموت» به بخشی گفته شد که قلعه حسن صباح (در گازرخان) در آن قرار دارد و «رودبار محمدزمان خانی» یا «خشکه رودبار» به منطقه‌ای که قلعه لمسر (لمبه سر یا لمه در یا لمبسر) در آن جاست اما در آخرین تقسیمات کشوری منطقه ای که قلعه ی گازرخان (قلعه نظامی حسن صباح) در آن است رودبار الموت شرقی و منطقه ای که قلعه لمبسر (قلعه سیاسی و زندان حسن صباح) در آن است رودبار الموت غربی خوانده می شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه 15 فروردین1391ساعت 10:20  توسط عبادالله آزاد  | 

راهنمای گردشگری

این منطقه چنانچه حمدالله مستوفی در نزهةالقلوب نوشته تا قرن هفتم هجری با عنوان رودبار معرفی می‌شد تا این که با آمدن حسن صباح به آن جا و رواج فرقه اسماعیلیه و فعالیت خداوندان الموت، نوشته شد رودبارالموت و خوانده شد الموت.

الموت کلمه‌ای است مرکب از دو واژه «آله» و «اموت». نویسنده برهان قاطع این کلمه را به فتح الف و لام بر وزن «جبروت» می‌داند و می‌نویسد:

«نام قلعه‌ای است مشهور که مابین قزوین و گیلان واقع است و آن را به سبب ارتفاعی که دارد آله آموت گفتندی یعنی عقاب آشیان چه «اله» عقاب و «آموت» آشیان باشد.»

برخی نیز آموت را چنانچه در گویش تاتی مردم الموت وجود دارد، به معنای آموخت گرفته‌اند و از آن به این تعریف رسیده‌اند: عقاب دست آموز.

در زبان مراقيهاي الموت آموتان (مصدر ) به معناي آموختن مي باشد.

عده‌ای هم اشاره به این می‌کنند که بن مایه کلمه الموت، ارموت، ارمود، امروت، اربو و امبرود (نوعی گلابی) است و از آنجا که در گویش تاتی گاهی «ر» به «ل» تبدیل می‌شود مثل «برگ» (بلگ)، پس الموت همان ارموت است که «ر» به «ل» تبدیل شده‌است. محققان بر این نکته متفق القولند که الموت نام مصطلح منطقه کوهستانی شمال قزوین و جایی است که خداوندان الموت، قلعه‌های تاریخی این منطقه را مقر و پایگاه تبلیغ آیین اسماعیلیه قرار داده بودند. این منطقه در طول تاریخ از «رودبار» به «رودبار و الموت» تغییر کلمه پیدا کرده‌است، پس از مدتی «رودبار الموت» به بخشی گفته شد که قلعه حسن صباح (در گازرخان) در آن قرار دارد و «رودبار محمدزمان خانی» یا «خشکه رودبار» به منطقه‌ای که قلعه لمسر (لمبه سر یا لمه در یا لمبسر) در آن جاست اما در آخرین تقسیمات کشوری منطقه ای که قلعه ی گازرخان (قلعه نظامی حسن صباح) در آن است رودبار الموت شرقی و منطقه ای که قلعه لمبسر (قلعه سیاسی و زندان حسن صباح) در آن است رودبار الموت غربی خوانده می شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 فروردین1391ساعت 14:22  توسط عبادالله آزاد  | 

طبیعت و مزرعه بکر روستای زرآباد

+ نوشته شده در  جمعه 26 اسفند1390ساعت 12:47  توسط عبادالله آزاد  | 

رشته گیاهان دارویی در دانشگاه علمی کاربردی الموت

تهران- بخشدار رودبار الموت شرقي گفت : الموت در زمينه توليد گياهان دارويي داراي سابقه طولاني است و رشته گياهان دارويي دانشگاه علمي کاربردي الموت در سطح دانشگاه هاي کشور منحصر به فرد است.

"صادق قندی" روز شنبه در گفت و گو با خبرنگار علمی ایرنا افزود : با توجه به سابقه فرهنگی منطقه الموت نیاز به راه اندازی یک واحد دانشگاه علمی کاربردی در الموت حس می شد. از این رو این واحد دانشگاهی از دو سال پیش در 12 رشته در سطح کاردانی شروع به فعالیت کرده و هم اکنون مجوز تحصیل در سطح کارشناسی نیز به این دانشگاه داده شده است.
وی خاطرنشان کرد: هم اکنون حدود 200 دانشجوی بومی و غیر بومی در این دانشگاه مشغول به تحصیل هستند و برخی رشته ها در این دانشگاه مانند رشته گیاهان دارویی در سطح دانشگاه های کشور منحصر به فرد است.
بخشدار رودبار الموت شرقی گفت: هم اکنون این دانشجویان با کمک بخشداری در ساختمان های استیجاری مشغول به تحصیل هستند اما ساختمان اصلی این دانشگاه در زمینی به مساحت دو هزار متر مربع در حال احداث است و تاکنون کار ساخت آن 50 درصد پیشرفت داشته است.
قندی ابراز امیدواری کرد که تا یک سال آینده ساختمان این دانشگاه به بهره برداری برسد.
بخشدار رودبار الموت شرقی به استقرار شهرک صنعتی الموت اشاره کرد و گفت: این شهرک با هدف ایجاد اشتغال و جلوگیری از مهاجرت بی رویه روستاییان به شهرهای بزرگ احداث می شود.
قندی خاطرنشان کرد: در همین زمینه بیش از 20 جلسه هماهنگی توسط بخشداری با حضور مسئولین مربوطه صورت گرفت و موفق شدیم زمین مورد نیاز را تهیه کنیم و سند مالکیت آن را به نام شرکت شهرک های صنعتی استان انتقال دهیم.
وی گفت که در سال 90 کارهای اجرایی ساخت این شهرک و ایجاد زیرساخت های آن مانند آب، برق و تلفن انجام و آماده واگذاری به سرمایه گذاران بخش صنعت می شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه 15 اسفند1390ساعت 10:46  توسط عبادالله آزاد  | 

مسیر الموت به تنکابن

معاون راهسازی اداره‌ی کل راه و ترابری استان قزوین از آغاز طرح بهسازی و آسفالت گردنه پیچه بن در مسیر جاده الموت به تنکابن خبر داد .
به گزارش روابط عمومی اداره‌ی کل راه و ترابری استان قزوین جعفر قزوینیان با بیان این خبر گفت: برای اجرای این طرح به طول 17 کیلومتر حدفاصل روستای گرمارود در بخش الموت شرقی تا انتهای حوزه‌ی استحفاظی استان قزوین در گردنه‌ی پیچه بن اعتباری افزون بر 20 میلیارد ریال اختصاص یافته است.


معاون راهسازی اداره‌ی کل راه و ترابری استان قزوین اظهار داشت: با اجرای این طرح، مسیر موجود که پارسال بازگشایی شده بود با مشخصات راه روستایی بهسازی و آسفالت می‌شود.

قزوینیان، با اشاره به مزایای اجرای طرح بهسازی و آسفالت گردنه‌ی پیچه بن تصریح کرد: این مسیر، مسافت بین منطقه‌ی الموت استان قزوین به شهرستان تنکابن را از 480 کیلومتر به 80 کیلومتر کاهش می‌دهد.
وی افزود : جاده‌ی الموت- تنکابن با بیش از سه هزار و 300 متر ارتفاع از سطح دریا، از کوه‌های البرز مرکزی در منطقه‌ی سه هزار استان مازندران می‌گذرد.
معاون راهسازی اداره‌ی کل راه وترابری استان قزوین همچنین در بخش دیگری از سخنانش از پروژه‌ی ساخت جاده‌ی قزوین – الموت – تنکابن به عنوان یکی از طرح‌های ملی در دست اجرا در این مسیر یاد و اضافه کرد: این طرح هم‌اکنون در چهار قطعه حدفاصل کمربندی قزوین ـ کرج تا روستای شهرک الموت در دست اجراست.


قزوینیان ادامه داد: قسمت دوم این طرح حدفاصل روستای شهرک الموت تا شهرستان تنکابن در دست مطالعه است و عملیات اجرایی آن پس از تکمیل قسمت اول آغاز خواهد شد.


یادآور می‌شود: با ساخت جاده‌ی قزوین - الموت - تنکابن با مشخصات راه اصلی مسیر استان‌های مرکزی و غربی کشور از قزوین به مازندران از حدود 350 کیلومتر به 150 کیلومتر کاهش می‌یابد

+ نوشته شده در  جمعه 28 بهمن1390ساعت 16:41  توسط عبادالله آزاد  | 

امامزاده علی اصغر روستای زرآباد

+ نوشته شده در  سه شنبه 4 بهمن1390ساعت 12:16  توسط عبادالله آزاد  | 

الموت قزوین(روستای زرآباد)--سری سوم

+ نوشته شده در  سه شنبه 4 بهمن1390ساعت 11:48  توسط عبادالله آزاد  | 

الموت قزوین(روستای زرآباد)--سری دوم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 آذر1390ساعت 1:15  توسط عبادالله آزاد  | 

الموت قزوین(روستای زرآباد)--سری اول

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 آذر1390ساعت 1:15  توسط عبادالله آزاد  | 

ماه محرم تسلیت باد...

+ نوشته شده در  یکشنبه 6 آذر1390ساعت 1:43  توسط عبادالله آزاد  | 

رزجرد(الموت)

 

موقعیت جغرافیایی

روستای رزجرد در 21 کیلومتری شمال شرقی شهر قزوین و در مسیر جاده الموت واقع شده‌است. گردشگران و بازدیدکنندگان قلعه الموت و دریاچه اوان از این روستا می گذرند.

مردم رزجرد تات‌زبانند و این روستا در ابتدای سال هشتاد و پنج با جمعیتی حدود ۱۸۹۰ نفر در قالب ۴۸۴ خانوار یکی از پرجمعیت‌ترین روستاهای استان قزوین به شمار می‌رود.

نام رزجرد از کجا آمده؟

نام این روستا در زبان محلی ززی‌یَرد (Zeziyard) نامیده می‌شود. نام این روستا در ابتدا یزدگرد بوده اما پس از ورود اسلام به ایران و معرب شدن نام آن به یزدجرد تغییر یافت و پس از گذشت زمان به رزگرد تغییر نام یافت و پس از آن نام فعلی آن که رزجرد می‌باشد جای خود را ثابت کرد.

مناطق دیدنی رزجرد

  • آبشار ورچر (Varchor)
  • باغچه سراهای باباشفیع، غزل، رسپینا، پردیس، بیشه و ...
  • کوه یخبند
  • هفت چشمه
  • چشمه اولی کرو (OliKarou)

قلعه سنگرود

در اکثر کتابهی تاریخی که به نوعی به روستای رزجرد اشاره شده است، وجود قلعه ی بنام سنگرود را در این روستا متذکر شده اند.از جمله این کتب، می توان به کتاب «سرزمین قزوین» نوشته دکتر پرویز ورجاوند، اشاره کرد که قلعه سنگرود ر این گونه معرفی می کند.

«در شمال قریه رزگرد که در ناحیه کوهستانی شمال قزوین قرار دارد و از دهات دهستان کوهپیه به شمار میرود بر فراز قله کوه آثاری از بناهی ویرانه سنگی به چشم میخورد كه باحتمال یك قرارگاه و یا یك قلعه نظامی بوده است. بدبختانه در این محل دزدان عتیقه دست به کاوشهی غیر مجاز زده اند و سخت آثار مزبور را در هم ساخته اند. در پی کوه رودخانه ی بنام سنگرود و یا پلنگ دره واقع است که بر روی تپه مرتفع کنار آن نیز آثاری از معماری که باحتمال یک چهار طاقی دوره ساسانی است وجود دارد.»
اما نکته ی که بسیار قابل تأمل است این است که در روستای رزجرد آثار دیوارهی کهن و باستانی در دو محل جغرافیایی متفاوت وجود دارد که حداقل پنج الی شش کیلومتر با یکدیگر فاصله دارند.


یکی در فاصله یک کیلومتری شمال روستا که به نام قلعه شناخته می شود که در قسمت قلعه به معرفی آن می پردازیم.
اما دیگری در پنج کیلومتری شرق روستا قرار دارد و مطمئناً قلعه سنگرود در ینجا بوده است چرا که اهالی روستا هنوز این منطقه را قاله سنگه رو (
Ghala Sanga Rou)می نامند.

قلعه

بر بلندی كوه قلعه، آثاری از بناهی ویرانه سنگی به چشم می‌خورد كه با توجه به موقعیت آن، احتمالاً یك قرارگاه و یا یك قلعه نظامی بوده است.
فاصله این قلعه تا روستا یک کیلومتر است که در شمال روستا قرار دارد و بری رسیدن به آن می بیست از داخل روستا گذشت.

آبشار ورچر (Varchor)

یکی از زیباترین و دیدنی ترین جاذبه های گردشگری روستای رزجرد، آبشار ورچر (Varchor) است.
این آبشار در فاصله شش کیلومتری شرق روستا قرار دارد.
ارتفاع این آبشار به بیش از سی متر می رسد و محصور شدن آن در بین صخره های عظیمی که در اطراف آن قرار دارد، زیبایی خاصی به این آبشار و دره آن بخشیده است

جشمه رو ( هفت چشمه)

جشمه رو یا همان هفت چشمه (در نقشه های رسمی هفت چشمه درج می شود) یکی از مناطق دیدنی رزجرد است.
جشمه رو متشکل از چشمه های فراوانی بوده که پس از لوله کشی آب آشامیدنی روستا، کلیه چشمه های آن به یکدیگر متصل شده و اکنون آب به ندرت از آن خارج می شود.
از ویژگی های این منطقه فراوانی درختان چنار است که آب و هوای دلپذیری در سایه سار آنها میزبان گردشگران است.

پس دز (Pasdoz)

پس دز (Pasdoz)احتمالاً همان پس دژ (پشت قلعه) بوده است که بر اثر گذشت زمان اینک به این نام خوانده می شود، چرا که این منطقه در پشت کوه قلعه قرار دارد.
منطقه ای است سر سبز و محصور بین کوه ها در فاصله سه کیلومتری شمال رزجرد که در آنجا می توان انواع درختان را از جمله گردو، زرآلو، بادام، فندق، تبریزی، شال، بید، ون و ... یافت.

تیمون چال(Timoun Chal)

تیمون چال(Timoun Chal) یا تومون چال (Tomoum Chal) سرچشمه رودخانه آبشار (Abeshar) است که در فاصله یک کیلومتری شمال آبشار ورچر (Varchor) قرار دارد.

چشمه اولیک رو (Olika Rou)

چشمه اولیک رو (Olika Rou) یکی از سرچشمه های پر آب و دائمی نه تنها روستای رزجرد بلکه اطراف قزوین است.
با توجه به موقعیت کوهستانی آن از انظار مردم و طبیعت دوستان دور مانده است. البته کوهنوردان از آب گوارا و هوای دل انگیز آن بی نصیب نمانده اند.
این چشمه در فاصله سه کیلومتری شمال غربی رزجرد و پشت کوه قلعه و یک کیلومتری شرق منطقه پس دز (
Pas Doz) با آبی گوارا و سرد، محصور بین درختان چنار و صخره های عظیم قرار دارد که اهالی آن را اولیک رو (Olikarou) می نامند.

امامزاده محمد (ع)

این امامزاده (ع) داخل روستا و در حد فاصل محله های دشته خرمن و سنگه لاق (سنگلاخ) قرار دارد که به تازگی از سوی اداره اوقاف قزوین، ساختمان آن بازسازی شده است.

امامزاده ابراهیم (ع)

این امامزاده (ع) در خارج روستا و در فاصله دو و نیم کیلومتری شرق روستا و در دامنه کوه امامزاده قرار دارد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 شهریور1390ساعت 1:6  توسط عبادالله آزاد  | 

معلم کلایه(الموت قزوین)

رودها

1- الموت رود که از 5 کیلومتری
2- طالقان رود که از 10 کیلومتری
3- رود زرآباد از 5 کیلومتری شهر می گذرد
4- رود فصلی اندج که از میان شهر می گذرد
کوهها
1- آسمان گنده (1630 متر) در 3 کیلومتری جنوبی
2- ولچین (1786 متر) در 4 کیلومتری جنوب باختری
3- خشچال در 5 کیلومتری
4- چهار کلایه از 2 کیلومتری
5- کوه قلعه میمون دژ در 2 کیلومتری شمال خاوری شهر سربرافراشته اند.
آب و هوا
بیشترین درجه گرما در تابستانها به 34 درجه بالای صفر و کمترین درجه سرما در زمستانها به 19 درجه زیر صفر و میزان بارندگی سالانه به طور متوسط به 477 میلیمتر می رسد.
رستنی ها
درختان گردوی جنگلی، اروس، زالزالک، بنه، سیب وحشی – گیاهان علفی
معلم کلایه از ادغام چهار روستا (اناده، اسطلبر، شمس کلایه، معلم کلایه) پدید آمد و از این رو به آن هم چهار کلایه نیز می گویند (کلایه به معنای آبادی و محله)
قدمت این شهر که نخست روستائی نسبتاً بزرگ بوده به روزگار حسن صباح یعنی قرن پنجم و ششم ه.ق می رسد.
زبان
فارسی با گویش تاتی
فرآورده ها
گندم، جو، یونجه، بنشن، گیلاس، گردو، سیب درختی
آب کشاورزی از کاریز، چشمه و رود و آب آشامیدنی از چشمه و رود و برق از شبکه سراسری فراهم گشته است.
صادرات
بنشن، گیلاس، سیب، آلبالو، گردو و فندق، دام و فرآورده های دامی
راهها
1- راه قزوین – معلم کلایه به طول 85 کیلومتر
2- راه معلم کلایه – شهر (مرکز بخش طالقان) به طول 7 کیلومتر

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 شهریور1390ساعت 1:1  توسط عبادالله آزاد  | 

درخت خونبار الموت قزوین-زرآباد

درخت چنار مقدس روستاي‌ زرآباد قزوين در روز عاشورا خونبار مي‌شود

بقعه مطهر حضرت علي‌ اصغر فرزند بلا فصل امام موسي‌ كاظم (ع ) و درخت چنار مقدس روستاي‌ " زرآباد " همه ساله ميزبان خيل عظيمي‌ از زائران و مشتاقاني‌ است كه براي‌ زيارت و عزاداري‌ گردهم مي‌آيند. طبق يك سنت ديرين هر ساله مردم روستاي‌ زرآباد و هزاران زائر در قالب دسته هاي‌ عزاداري‌، شب عاشورا گرداگرد درخت چنار خونباري‌ كه در صحن اين امامزاده روييده حلقه زده و ضمن عزاداري‌ و سينه زني‌ دراولين دقايق صبحگاه عاشورا شاهد چكيدن مايعي‌ سرخ فام از شاخسار اين درخت مي‌شوند. به اعتقاد اهالي‌ اين روستاو طبق روايات منقول درخت كهنسال و مقدس زرآباد در روز عاشوراي‌ سال۶۱ هجري‌ كه شهادت حضرت امام حسين (ع ) بوقوع پيوست و خون مقدس حضرتش دشت كربلا را گلگون كرد، ميزبان يكي‌ از مرغاني‌ بود كه از سوي‌ خداوند مامور شده بودند تا با آغشته كردن خود به خون سيدالشهدا پيام سرخ شهداي‌ كربلا را به سراسر جهان برسانند. يكي‌ از آن مرغان به اين ديارآمده و با پرهاي‌ خونين خود بر روي‌ شاخسارهاي‌ درخت چنار "روستاي‌ زرآباد" نشست . يكي‌ از اعضاي‌ هيات امناي‌ حرم امامزاده علي‌ اصغر به خبرنگار ايرنا گفت : همه ساله خيل عظيمي‌ از جمعيت براي‌ زيارت به اين امامزاده مي‌ايند كه تعداد زيادي‌ از آنان خود در روز تاسوعا به اينجا مي‌رسانند تا در روز موعود يعني‌ صبح عاشورا شاهد چكيدن قطرات خون از شاخسار اين درخت باشند. حسين حجازي‌ افزود : اين اتفاق عجيب ، عبرت آموز و معنوي‌ از زمانهاي‌ بسيار دور به صورت منظم ادامه داشته وتنها در صبح عاشورا اتفاق مي‌افتد و هزاران زائري‌ كه نظاره گر اين واقعه هستند، سفيراني‌ تلقي‌ مي‌شوند كه ديگران را نيز ترغيب به آمدن و زيارت درخت مي‌كنند. وي‌ اظهار داشت : اين امام زاده واجب التعظيم نيز طبق شجره نامه معتبر فرزند امام موسي‌ كاظم (ع ) است و صاحب كراماتي‌ نيز مي‌باشد. يكي‌ از اهالي‌ اين روستا نيز گفت : شهرت اين درخت خونين در دوران پادشاهي‌ سلطان حسين صفوي‌ به حدي‌ رسيده بود كه از ان زمان افراد متعددي‌ جهت تحقيق و تفحص در صحت وسقم آن به اين منطقه آمدند

"احمد مولايي‌" افزود : از جمله افراد مي‌توان به "رساله چنار خونبار ميرزا قوام الدين محمدبن مهدي‌ حسيني‌سيفي‌قزويني‌"، "مخزن البكاء اثر ملا محمد صالح برغاني‌"، كتاب "كرامات اثر سيدموسي‌ زرآبادي‌"، "مقتل سفينه النجاه اثر ابن علي‌ شيرازي‌"، "نفايس الاخبار واعظ اصفهاني‌"، رساله چنار خونبار "ميرزا رضا كامل حسيني‌قزويني‌"، "منتخبالتواريخ محمدهاشم خراساني‌"، اشاره كرد. وي‌ اضافه كرد : همچنين "شيخ مجتبي‌ قزويني‌ در كتاب بيان الفرقان " ، "نمازي‌ شاهرودي‌ در مستدرك سفينه البحار"، شهيد محراب "آيت اله دستغيب در داستانهاي‌ شگفت " و مرحوم "آيت اله العظمي‌ مرعشي‌ نجفي‌ نيز در حاشيه عروه الوثقي‌" به اين درخت اشاره اي‌ داشته اند. مولايي‌ اظهار داشت : درخت سالهاست كه در كنار امامزداه قرار دارد و دقيقا صبح روز عاشورا از تنه آن خون جاري‌ مي‌شود. وي‌ ادامه داد : نكته جالب اينكه ماههاي‌ قمري‌ سالانه ۱۰ روز جلو حركت مي‌كند و جاري‌ شدن خون هم هماهنگ با تقويم ماههاي‌ قمري‌ تغيير مي‌كند. مولايي‌ اضافه كرد : اين درخت با۱۰ متر قطر و۳۰ متر ارتفاع داراي‌ قداست خاصي‌ در بين اهالي‌ روستاي‌ زرآباد مي‌باشد كه هرساله به محل تجمع زوار و عاشقان اهل بيت تبديل مي‌شود. " مجتبي‌ مرادي‌ "يكي‌ از اهالي‌ اين روستا درباره آمدن خون از درخت مي‌گويد : اكثر افراد اين روستا از بزرگ و كوچك همه ساله نظاره گر اين صحنه عجيب و معنوي‌ در روز شهادت امام حسين (ع ) هستند. وي‌ افزود : مومنين و خيرين هر ساله در شبهاي‌ محرم الحرام در اين مكان گرد هم مي‌آيند و از محل نذورات ، تمامي‌ زايراني‌ را كه براي‌ عبادت سختي‌ راه را بر جان مي‌خرند اطعام مي‌كنند. وي‌ اظهار داشت : هر ساله شاهد حضور گسترده تري‌ از مردم اقصي‌ نقاط كشور اسلامي‌ در اين مكان هستيم . معاون فرهنگي‌ و ارتباطات سازمان ميراث فرهنگي‌ وگردشگري‌ استان قزوين با اشاره به وجود چنار خونبار زرآباد در الموت قزوين گفت : اين درخت هرسال در صبح عاشورا خون چكاني‌ مي‌كند و به همين جهت عاشقان زيادي‌ از سراسر كشور و همچنين ازكشورهاي‌ مختلف جهان از قبيل پاكستان ، هند، بحرين ، افغانستان ،كويت و امارات براي‌ ديدن اين درخت به اين منطقه مي‌آيند. "محمدعلي‌ حضرتيها" افزود : سال گذشته حدود۲۲ هزار نفر در شب عاشورا از اين درخت ديدن كردند وامسال هم تمهيداتي‌ براي‌ رفاه حال عزاداران حسيني‌ در اين منطقه پيش بيني‌ شده و تجهيزات لازم هم در منطقه مستقر است . روستاي‌ "زرآباد" از توابع بخش "رودبار الموت " در۸۵ كيلومتري‌ شمال قزوين قرار دارد.
+ نوشته شده در  دوشنبه 27 تیر1390ساعت 23:29  توسط عبادالله آزاد  | 

دریاچه زیبای اوان الموت

موقعیت و مشخصات :

درياچه زیبای اوان در نيمه شمالي الموت ، در دامنه کوه خشچال ، در فاصله 75 کيلومتري و در میان چهار روستای اوان، وربن، زواردشت و زرآباد شهر قزوين قرار دارد.

این دریاچه كه بیش از هفتاد هزار متر مربع مساحت دارد ، در ارتفاع هزار و هشتصد متری از سطح دریا واقع شده است. طول آن در طويل ترين قسمت 325 متر و عرض آن 275 متر می باشد.

تنها از آب چشمه‌های زیرزمینی موجود در بستر دریاچه تغذیه می‌شود و بخش ناچيزي از آن هنگام بارندگي تامين مي شود اما به صورت سطحي و کم. غليان دايمي آن باعث صافي و زلالي آب درياچه شده است. عمیق‌ترین بخش آن به عمق 5.7 متر می باشد که در جنوب شرقی آن واقع شده است البته برخی از مسئولان عمق دریاچه را بین یک تا بیست متر تخمین زده اند. از سرريز آب درياچه نيز رود كوچكي تشكيل مي شود كه آب آن مورد استفاده كشاورزان روستاهاي كوشك و آيين است . در تابستان اين درياچه محل ماهيگيري ، آب تني و قايق سواري و در پاييز ، مأمن پرندگان مهاجر مانند قو، غاز، مرغابي و در زمستان با توجه به برودت هوا و يخ زدن سطح آن قابل اسكي سواري است.

لازم بذکر است درياچه اوان با حضور نماينده سازمان ملل و برافراشتن پرچم سازمان ملل و پرچم ايران رسماً به‌عنوان قطب گردشگري جهان اعلام شده است. متاسفانه در یکی دو سال گذشته شاهد حمله اوباش به تاسيسات سرويس بهداشتي دریاچه و سرقت شيرآلات آن، شكستن كيوسك تلفن و به آتش كشيدن بخشي از نيزارهاي كنار درياچه بوده ایم.

پیدایش :

درياچه اوان احتمالا 500 سال پيش بر اثر لغزش به وجود آمده که اين لغزش در حال حاظر غير فعال است. اعتقادی وجود دارد مبنی بر اینكه این دریاچه بازمانده دریاچه بزرگ «كاسپین» است. دلیلی كه برای این مدعا می‌آورند تغییر یافتگی نام كاسپین به قزوین است. اوان به معنی محل گردآمدن آب می باشد.

گیاهان :

غیر از گونه‌های درختی دست‌كاشت نظیر بید، چنار، تبریزی، سیب، آلبالو، گیلاس، سنجد، فندق و گردو، گیاهان علفی مانند گون، كنگر، شیرین بیان و گونه‌های مختلف دیگر از خانواده گرامینه و لگومینیوزه هم در حوزه آبخیز اوان وجود دارند. از گیاهان داخل دریاچه هم می‌توان به نی‌بن در آب و گیاهان غوطه ور خوشاب و چنگال آبی اشاره كرد که محیط مناسبی را برای پرورش ماهیانی چون اردک ماهی بوجود می آورند.

جانوران و پرندگان :

از گونه‌های جانوری اطراف اوان می‌توان به كل و بز – كه به علت شكار بی رویه و تخریب زیستگاه آنان كاهش چشمگیری یافته‌اند - پلنگ، خرس قهوه‌ای، روباه، شغال، گرگ، گراز، شنگ، سیاه گوش (گربه وحشی) انواع عقاب‌ها، دال، دلیچه، شاهین، جغد، كبك، فاخته، داركوب، سبزقبا، زاغی و انواع گنجشك سانان، قورباغه، لاك پشت و خرچنگ اشاره كرد.

ماهیها :

انواع ماهی هایی که در این دریاچه ساکن میباشند عبارتند از :

1- قزل آلای رنگین کمان (rainbow trou

2- كپور (carp)

3- اردك ماهی (pike)

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 تیر1390ساعت 23:28  توسط عبادالله آزاد  |